برچسب:
نویسنده: یلدا موسویپور
برچسب:
نویسنده: یلدا موسویپور
*ریچارد براتیگان
برچسب:
نویسنده: یلدا موسویپور
برچسب:
نویسنده: یلدا موسویپور
برچسب:
نویسنده: یلدا موسویپور
امروز زندگی ام را به دوره های هفت ساله تقسیم کردم. دو تای اول به مدرسه گذشت، سومی به دانشگاه، چهارمی به زندگی در اهواز.، پنجمی را اینجا می گذارم. یک هفت سال را در تهران و بعدی را در یک روستا زندگی خواهم کرد. می ماند دو تا هفت سال دیگر که هنوز برنامه ای برایشان ندارم. احتمالا یکی را هم در یک کشور ارزان ول بگردم. کاش اراده اش را داشتم که هفت سال آخر را به ایرانگردی بگذرانم ولی آسان نیست. کلا زندگی ما به طور متوسط ده تا از این هفت ساله هاست.خیلی زیاد نیست.
برچسب:
نویسنده: یلدا موسویپور
ایده بهترین داستانهایی را که نوشته ام در خواب دیده ام و یافته ام، دیشب خواب یک داستان را دیدم، قهرمان داستان مهران مدیری بود! یک اشکال هولناک بیرون از خانه زندگی کردن همین است، دریافت مان محدود می شود به داستان ها و آدمهای گنده، خبرها و چهره ها. باید در ان کوچه ها هر روز راه رفت، باید داستان های واقعی و خوب را در پس کوچه های خانه پدری یافت. این هم یک جور مرگ تدریجی است، مرگی برای توانایی درک واقعیت، قطع شدن ارتباط با واقعیت. به نظرم غیر ممکن است از آن فرار کرد.
برچسب:
نویسنده: یلدا موسویپور
دلم بی نهایت برای نوشتن تنگ شده،برای داستان نوشتن، هر چیزی نوشتن. اونقدر دلم تنگ شده که حس می کنم یه تیکه بزرگ از وجودم داره کنده میشه یا فاسد میشه. از اون طرف احساس می کنم اون بخشی از وجودم که ایده ها رو جذب می کرد و پرورش می داد منجمد شده و در آوردنش از انجماد زمان می خواد. به هر حال الان از دو سال هم بیشتر شده که یه داستان جدید ننوشم. شاید به زودی نوشتن یه کار جدید رو شروع کنم هر چند با این شغل و این احوال روحی در غربت هم سخت به نظر میاد هم شایدم لازم.
برچسب:
نویسنده: یلدا موسویپور
برچسب:
نویسنده: یلدا موسویپور
این روزها درونم اتفاقاتی در حال رخ دادن است، چیزی از جنس جوانی در حال مردن، برای پیدا کردن دریچه های جدیدی رو به زندگی در حال دست و پا زدنم. نباید قبل از بسته شدن تمام دریچه های معنی بی جایگزین بمانم. این روزها در به در دنبال این هستم که محتواهای زندگی ام را دوباره تعریف کنم. آن زرد شده های قدیمی را با همه ترس و لرزش دور بریزم و چیزهای جدیدی پیدا کنم. این روزها در درونم برایم آسان نمی گذرد، پر از زق زق کردن در نگاهم هستم.
برچسب:
نویسنده: یلدا موسویپور